دسته‌ها
شب نویسی ها

خدا را در روز دیدم !

روز بود ، خدا را دیدم !صدایشم کردم !نگاهم کرد !گریه کردم !لبخندی زد و گفت صدایم کردی ولی از روی تنهایی و بی کسی !زجه زدم و گفتم دار و ندارم را بگیر ولی آزادم کن از این زندگی !قلب و احساسم را بوسید و گفت آرام باش و مرا احساس کن من مانند […]

دسته‌ها
مینیمال

دلم براي خودم تنگ شده است

دلم براي خودم تنگ شده است ، این انسان من نیستم !. #آقای_آخر

دسته‌ها
شب نویسی ها

شاید بیشتر از این شکاک شوم

خوب و بد روز ها خارج از تشخیص شده است !سیگار ، خدا ، موسیقی تنها دوستان من !نیمه شب است، پرندگان بسیاری می خوانند !نمی دانم این صدای موسیقی گوش نواز پرندگان ، صحبت آنهاست یا ناله آنها یا خوشی آنها !نمی دانم واقعا !شکاک شده ام به خدا !احساس می کنم خدا این […]

دسته‌ها
شب نویسی ها

احساس میکنم پایانی نیست !

خسته ام !خسته تر از یک کارگر ساده !احساس می کنم پایانی نیست !اندیشه ام می گوید پایان آنجاست که دیگر محبت و عشقی در من نباشد !قطره ای محبت از نا کجا می آید و من مهتاب خدا را می بینم !شاید در این مهتاب خدای هیچ را ببینم !شاید دیدن خدا پایان من […]

دسته‌ها
شب نویسی ها

ای تنهایی تو کی تمام می شوی !

ای تنهایی تو کی تمام می شوی ! تو را نه عشق ، نه دوست ، نه خانواده ، نه هوس ، نه خوشی ، نه درد از من جدا نکرد ! احساس می کنم هزاران سال است که زندگی می کنم با خودی که هر ثانیه با آن غریب تر و سردرگم ترم . […]

دسته‌ها
آقای آخر - Mr last

معلوم نیست ناراحتی یا متعجب !

معلوم نیست ، ناراحتی یا متعجب ! تو تازه نه ماه داری ، نه ماه است که در اوج نبودن و بودن بسیار چیزها را فهمیده ای ! درد ، مادر ، دنیا ، زندگی ، دین ، آینده یا گذشته ! چهره من این روزها بسیار شبیه تو می شود ، در کار خود […]

دسته‌ها
آقای آخر - Mr last

کتابچه هیچ همراه

  مجموعه نوشته هایی که حاصل عشق بازی شمشون آخر با هیچ مقدس خدای او ثبت شده است . شمشون در حالتی این ها رو ثبت کرده است که به مدت چهل روز تمام تلاشش این بوده که هیچ گناهی انجام ندهد و هیچ ضربه ای نه به خود وارد کند نه به دیگران حتی در فکر ! در این چهل روز شمشون مانند اکثر روز ها پر از توهم و خیال و رویا بوده ، که در نهایت در روز چهلم به این نتیجه می رسید که او گناهکار به دنیا آمده است و گناهکار می میرد . این چند صفحه همیشه همراه او است تا بداند و بفهمد که زندگی تنها یک بازی گیج کننده است که به اجبار انسان مجبور است آن را ادامه دهد ولی این ادامه باید همراه باشد با امید ، ایمان به اندیشه و محبت . در نهایت سپاسگزاری میکنم از وقتی که برای خواندن این مینیمالها می گذارید . 

دسته‌ها
دسته بندی نشده

تغییر دین

بسیاری غریبی را به دوش می کشند و غربت را در آغوش میگیرند به خاطر آینده ای بهتر و در نهایت اروپایی یا آمریکایی شدن .  تنفر یا تحوع از کشور خودت که شاخ و دم ندارد ، زمانی کشور نه بیرون ، نه درون ، هیچ چیزی یا هیچ جایی ، و هیچ آبرویی […]

دسته‌ها
مینیمال

آلتم !

احساس مي كنم من عضوي از التم هستم تا التم عضوي از من . آقای_آخر #mrlast #مینیمال