دسته‌ها
شب نویسی ها

ای تنهایی تو کی تمام می شوی !

ای تنهایی تو کی تمام می شوی ! تو را نه عشق ، نه دوست ، نه خانواده ، نه هوس ، نه خوشی ، نه درد از من جدا نکرد ! احساس می کنم هزاران سال است که زندگی می کنم با خودی که هر ثانیه با آن غریب تر و سردرگم ترم . […]

دسته‌ها
شب نویسی ها

بی هدف

تنها و بی هدف ، سرگردان قدم میزنی ، سیگار میکشی ، خود را ، اطرافیانت را همه و همه را زجر می دهی ، تکلیفت با خودت مشخصـ نیست ، نمی دانی باید به کجا بروی و چرا باید بمانی ! هر شب در یک خانه ، یا در اوج شلوغی با خنده ها […]

دسته‌ها
شب نویسی ها

این پاییز که اصلا «پاییز» نیست !

این پاییز که اصلا «پاییز» نیست ! . نه کاری نه باری نه عشقی نه حالی درخت ها ، درخت ها را بریده اند و به نا کجا آباد برده اند ، برگی نیست برای رومانتیک بودن هوا پر از دود و آلودگی مردمان بی صفا و صمیمیت پولی نیست اعتمادی نیست هیچ چیز نیست […]

دسته‌ها
شب نویسی ها

ضبط صدا در تاریخ بیست و چهار مهر نود و دو

ضبط صدا در تاریخ بیست و چهار مهر نود و دو   http://mrlast.com/wp-content/uploads/Mr-last-1.m4a

دسته‌ها
شب نویسی ها

خود واقعی ام . . .

دسته‌ها
شب نویسی ها

معنی عشق واقعی

دسته‌ها
شب نویسی ها

تنهایی

یه زمانی خیلی تنها میشی خیلی خیلی تنها میشی اونقدر تنها میشی که دیگه کسی سراغتم نمی گیره بعد میای تو فیس بوک می نویسی بدون اینکه کسی بشناستت هر روز با آدمای دنیای واقعیت غریبه تر از دیروز میشی به مروز زمان تنها ارتباط با سوپری محل داری و کارگز پمپ بنزین با هیچ […]

دسته‌ها
شب نویسی ها

آدمی

آدمی گاهی به یک درجه ای از زندگی می رسد که خسته می شود و دلش می خواهد به یک نفر خوبی کند و یا اندکی شاد باشد ولی وقتی خوب فکرش را می کند می بیند آنقدر در اوج جوانی پیر شده است که اگر دنیا را هم به او بدهند حاضر نیست هیچ […]

دسته‌ها
شب نویسی ها

طعم تنهایی

آدمی که یه بار طعم واقعی تنهایی رو کشیده باشه دنیا رو هم بهشـ بدن بازم تنهاست . . . . . . «آقای آخر»