دسته‌ها
شب نویسی ها

ای تنهایی تو کی تمام می شوی !

ای تنهایی تو کی تمام می شوی ! تو را نه عشق ، نه دوست ، نه خانواده ، نه هوس ، نه خوشی ، نه درد از من جدا نکرد ! احساس می کنم هزاران سال است که زندگی می کنم با خودی که هر ثانیه با آن غریب تر و سردرگم ترم . […]

دسته‌ها
فقط نوشتم

رفاقت

در نهایت تمامی رفاقت ها به تنهایی ختم می شود ! . . . «آقای آخر»

دسته‌ها
فقط نوشتم

سالگرد روحم

نمی دانم امروز بود دیشب بود یا پریشب یا اصلا یک ماه پیشـ سالگرد مرگ روحم بود ! روحی که به دنبال صداقت و رفاقت و عشقـ میگرد میان اینـ انسان ها ! عربده میکشید و سخنـ های بهروز وثوق را با درد میگفت ! رفيق آلوچه نيست بهش نمك بزنى , عاشقت نيست بهش […]

دسته‌ها
خاطراتـــــــم

بکارت سپیده

آیا بکارت دخترانه واقعا اینقدر مهم است ! انگار دنیا را به او داده بودند ! انگار دنیا در دو دستانشـ بود ! او باکره بود ! او هنـ ــــوز دختر بود ! ولی به راستی دخترک آیا فکر می کنی مردی هم که در آغوشـ تو می خوابد باکرست ؟ یا لیاقت باکرگی تو […]

دسته‌ها
فقط نوشتم

نوشته بدون عنوان هفت

در عمقـ تمام عشقـ ها چیزی نیست جز غرق شدن و مُردن و معشوق به یاد دیگری خُفتَنـ ! . . . «آقای آخر»

دسته‌ها
فقط نوشتم

بدون عنوان شش

همه چیز یه رنگ دیگه میشه زمانی که جای کشیدن نفسـ سیگار بکشی و جای خوردن غذا قرص بخوری 😐 همه چیز حتی خودتم خودتو دیگه نمی شناسی . آقای آخر

دسته‌ها
خاطراتـــــــم

بیمارستان

در بیمارستان که بودم همه آمدند ، همه حتی مادرم جز او که می خواستم انتظار هیچ کس را نکشـ هیچ کسـ لیاقت نگاهی از تو را ندارد همه می آیند جز آن که می خواهی دیگر نباید عاشقانه چشمان و قدم های یک نفر را ستایش کنی برای اینکه روزی به تو رسید چون […]

دسته‌ها
شخصی

مادرم نماز می خواند و من آواز

مادرم نماز می خواند و من آواز ! . . . . . عقایدمان چقدر فرق دارد ! او خدای خودش را دارد منم خدای خودم را ! خدای او بر روی قانون و قاعده است و از قدیم همین بوده ! خدای من بر اساس نیازم و تجربیاتم است و هر روز کامل تر […]

دسته‌ها
فقط نوشتم

بدون عنوان چهار

باید جنست از سنگ باشد تا بفهمی درد های یک سنگ را . . نوشته شده توسط : Mr last – آقای آخر تقدیم به هیلدای عزیز